عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

46

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

قلبى آنان حلال و واسطهء جذبهء الهى دانست . مردى را در زى جوانمردى پذيرفت و گفت : بسيارى از مردان بدين مقام راه نيافته‌اند ، حال آنكه زنانى اين مراحل جوانمردى را پشت سر گذاشته‌اند . حجاب را به اعتبار اخوت براى زنان سهل گرفت . حتى از طرف باطنيان ، حجاب كاملا از بين رفت . به مجالس اخوان ، شراب و سماع و زن ، راه يافت و ازاين‌رو گروهى كثير از مردم را به سوى خود جلب كرد . درحالىكه اسلام قراردادى ، انسانها را از روى اعتقادات آنان طبقه‌بندى مىكرد ، تصوف بلند نظرى كامل نشان داد و همهء انسانها را يكسان دانست و گفت : عارف ، يعنى مرد شناساى حقايق ، به‌منزلهء آبى است كه به شكل و رنگ ظرف خود درمىآيد . حتى بدين حد اكتفا نكرد و خير و شر را بطور نسبى و اضافى پذيرفت و كارهايى را كه از مردم سر مىزد ، نسبت به استعداد افراد ، آنها را درست و بجا وانمود كرد . چنان كه مشهود است ، تصوف از يك‌سو نسبت به زمان خويش با وسعت نظر مترقى خود ، راه آزادانديشى را براى بشريت مىگشود و از سوى ديگر با اغماض بيكرانش به صورت تسلىگاه عظيمى براى انسانها جلوه مىكرد . از اين جهت ، انسانهاى بستوه در سايهء اين مكتب كه از قيد زمان و مكان رسته بود و رويدادها را تجلى ارادهء ذات بارى و اجتناب‌ناپذير مىدانست ، آرامشى بدست مىآوردند . گذشته از آن ، تصوف به وجود " مهدى " هم اعتقاد پيدا كرده بود . بسيارى از احاديث مربوط به ظهور مهدى ، براى سست جلوه دادن عقايد شيعه ، از طرف اهل سنت " ضعيف " « 1 » شمرده مىشد . ولى بر خلاف گفتهء اهل تسنن ، محمد ( ص ) اعلام كرده بود كه بعد از وى پيامبرى ظهور نخواهد كرد ولى از مهدى موعود سخن به ميان آورده بود كه از خاندان او برخواهد خاست و دين او را فراتر از اديان ديگر خواهد ساخت و دنيا را از عدل واقعى پر خواهد كرد . پيامبر اسلام نيز مانند انبياى ديگر تحقق آمال خود را به آينده‌اى نامعين موكول ساخته و گفته بود : زمانى كه مهدى ظهور كند ، زشتيها از بين خواهد رفت و زمين بركات خود و افلاك فيضان خويش را نثار خواهند كرد . هيچ فقيرى براى دريافت زكات پيدا نخواهد شد . ميش و گرگ باهم به آبشخور خواهند رفت . احاديث مربوط بدين موضوع در امهات كتب

--> ( 1 ) روايتى را گويند كه جامع هيچيك از شرائط سه‌گانهء احاديث ( صحيح ، احسن ، موثوق ) نباشد و راويان آن عادل و ثقه . . . نباشند . - مترجم